http://taba53.persiangig.com/image/mordeshoor.jpg

شسته هزار و نهصد و دو مرده،مرده شور

نان حلال زحمت خود خورده مرده شور

یك زخم زشت گوشه چشمش نشسته است

از كودكی مدام بد آورده مرده شور

هر روز ، چند مرده جوان مرگ دیده است

در حسرت جوانیش افسرده مرده شور

گاهی نبوده مرده و بر روی تخت غسل

خوابش به فكر زندگیش برده مرده شور

یك روز گل گرفته برای زنی عزیز

و بعد ، گر گرفته و پژمرده مرده شور

این بار جالب است ، دویی سه نمی شود

افسانه نیست ، سه نشده ، مرده مرده شور